ثبتی, حقوقی, ملکی

صفر تا صد دعوای تقسیم مال مشاع

فهرست مطالب

مقدمه

دعوای تقسیم مال مشاع یکی از مسائل حقوقی پیچیده در نظام قضائی ایران است که ممکن است در زندگی روزمره بسیاری از افراد با آن مواجه شوند. زمانی که چند نفر به صورت مشترک مالک یک مال می‌شوند، نیاز به تقسیم آن میان مالکان مشاع به‌وجود می‌آید. این تقسیم می‌تواند در قالب‌های مختلفی نظیر تقسیم فیزیکی، تقسیم منافع یا تقسیم طلب انجام شود. در این مقاله به بررسی ارکان و مراحل قانونی دعوای تقسیم مال مشاع می‌پردازیم و نکات کلیدی آن را مطابق با قوانین مدنی ایران تشریح خواهیم کرد. این موضوع علاوه بر پیچیدگی‌های قانونی، نیازمند آگاهی از مستندات قانونی مختلف و مراحل اجرایی است تا مالکان مشاع بتوانند حقوق خود را به درستی استیفا کنند. اگر شما نیز درگیر چنین دعوایی هستید یا می‌خواهید از جزئیات حقوقی این فرآیند آگاهی پیدا کنید، با ما همراه باشید تا تمام نکات مهم از جمله احراز مالکیت مشاعی، درخواست تقسیم و استثنائات در تقسیم مال مشاع، حکم و دستور فروش اموال مشاع و … را بررسی کنیم.

احراز مالکیت مشاعی

نخستین گام در دعوای تقسیم مال مشاع، اثبات مالکیت مشاعی است. به عبارت دیگر، هر یک از شرکا باید ثابت کنند که مالکیت مشترک نسبت به مال دارند. این امر به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که مال مشاع در موقعیت قانونی خاصی قرار داشته باشد یا مالکیت آن تحت چالش باشد.

عناصر اصلی دعوا

درخواست تقسیم مال مشاعی

طبق ماده ۵۷۸ قانون مدنی، یکی از مالکین یا چند نفر از مالکین مال مشاع می‌توانند درخواست تقسیم مال مشاع را به دادگاه یا مرجع صالح ارائه دهند. این درخواست معمولاً زمانی مطرح می‌شود که مالکین نتوانند به توافقی در خصوص نحوه استفاده از مال مشاع برسند و اختلافات آن‌ها شدت یابد.

مال مشاع غیر منقول ثبتی نباشد

اگر مال مشاع غیر منقول باشد و به ثبت اسناد رسیده باشد، درخواست تقسیم باید به اداره ثبت اسناد و املاک ارائه شود. در مواردی که تقسیم از طریق اداره ثبت امکان‌پذیر نباشد، دادگاه می‌تواند به آن رسیدگی کند.

عدم ضرر به مال

تقسیم مال باید به‌گونه‌ای انجام شود که به مال ضرری وارد نشود. در صورتی که تقسیم مال موجب کاهش ارزش یا آسیب به مال مشاع گردد، تنها در صورتی که تمامی مالکین موافقت کنند، تقسیم ممکن خواهد بود.

حفظ مالیت مال

تقسیم مال مشاع نباید به از بین رفتن ارزش یا مالیت آن منجر شود. حفظ ویژگی‌ها و ارزش‌های مالی مال از جمله اصول ضروری در فرایند تقسیم مال مشاع است.

تعریف و انواع اشاعه یا اشتراک در مال مشاع

اشاعه یا اشتراک در مال مشاع یکی از موضوعات مهم در حقوق مدنی است که معمولاً به دو صورت ایجاد می‌شود. در این مقاله به بررسی انواع شرکت مدنی، تفاوت‌های آنها و نکات قانونی مرتبط می‌پردازیم.

انواع شرکت مدنی

  1. شرکت قهری (اجباری یا غیر قراردادی)

در شرکت قهری، اشاعه در مال بدون دخالت و توافق شرکا ایجاد می‌شود. نمونه بارز این نوع شرکت، ارث است. پس از فوت مورث، کلیه اموال وی (ترکه) به صورت مشاعی به وراث منتقل می‌شود. در این حالت، تمامی وراث در اموال به جا مانده شریک هستند.

مثال: پدری فوت می‌کند و فرزندان او در تمامی اموال به جا مانده، از جمله زمین، ساختمان، و سایر دارایی‌ها، شریک می‌شوند.

  1. شرکت ارادی یا اختیاری

در این نوع شرکت، دو یا چند نفر با توافق و تراضی در مال یا فعالیتی شریک می‌شوند. این شرکت خود به دو دسته تقسیم می‌شود:

الف) ایجاد اشاعه بدون هدف اقتصادی شرکا توافق می‌کنند تا به صورت مشاع در مال سهیم شوند، بدون اینکه به دنبال سود اقتصادی باشند.

مثال: دو نفر زمینی را مشاعاً خریداری می‌کنند تا در آن خانه‌ای احداث کنند و در آن زندگی کنند.

ب) ایجاد اشاعه با هدف اقتصادی در این حالت، افراد با آوردن سرمایه یا تلاش خود، فعالیتی اقتصادی را آغاز می‌کنند و هدف اصلی کسب سود است.

مثال: دو نفر کارگاهی برای تعمیر خودرو تأسیس می‌کنند و به عنوان شریک فعالیت می‌کنند یا سه نفر یک کارگاه تولید پوشاک راه‌اندازی می‌کنند و سرمایه خود را به اشتراک می‌گذارند.

ماهیت تقسیم مال مشاع چیست؟

تقسیم مال مشاع به عمل حقوقی خاصی اطلاق می‌شود که معمولاً نمی‌توان آن را مانند معاملات خرید و فروش ساده یا معاوضه طبقه‌بندی کرد، بلکه خود عقدی است مستقل بنابراین عمل حقوقی محسوب می شود. مطابق با نظر دکتر کاتوزیان تقسیم تعیین یا تمیز حق یا حصه درخواست کننده از تمام مال است، نه معامله خاص مانند بیع یا معاوضه یا صلح، اما تقسیم تمیز حق محض هم نیست و در آن مبادله سهم مشاع و مفروز انجام می پذیرد. فلذا تقسیم از نظر ماهیت با هیچ یک از عقود معین انطباق نداشته و خود عقدی است مستقل و عملی حقوقی محسوب می شود.

انواع تقسیم مال مشاع

تقسیم به طور کلی به جداسازی سهام شرکا در یک مال مشاع اطلاق می‌شود و می‌تواند شامل فرآیندهای مختلفی مانند تفکیک یا افراز باشد. در واقع، تقسیم یک مفهوم عمومی است که شامل هر نوع جداسازی و تفکیک سهام افراد در یک ملک مشاعی می‌شود. تقسیم ممکن است به شکل تفکیک ملک به قطعات کوچک‌تر یا به صورت افراز، که در آن هر شریک سهم خود را به صورت مجزا از دیگران دریافت می‌کند، انجام گیرد.در شرکت مدنی، چه به صورت قهری و چه به صورت ارادی، هر شریک می‌تواند بر اساس ماده 578 قانون مدنی، درخواست تقسیم مال مشاع را از دادگاه یا اداره ثبت (حسب مورد) داشته باشد. این تقسیم به دو صورت انجام می پذیرد. تقسیم به اجبار و تقسیم به تراضی. در تقسیم به اجبار اگر شرکا نتوانند بر سر تقسیم مال مشاع به توافق برسند، هر شریک می‌تواند از دادگاه درخواست تقسیم به اجبار کند. مثل اینکه زمینی بین دو نفر مشاع است یا کارگاهی بین سه نفر مشترک باشد. در صورتی که شرکا با رضایت و توافق، مال مشاع را تقسیم کنند، این تقسیم به تراضی نامیده می‌شود و نیازی به دخالت دادگاه نیست. در این حالت، تقسیم‌نامه تنظیم و امضا می‌شود و ملاک عمل خواهد بود.

1) تقسیم به اختیار:

همانطور که گفته شد شرکا می توانند طی یک تقسیم نامه سهم خود را مشخص کنند که به دلالت ماده ۵۹۱ قانون مدنی، این تقسیم نامه بین همه شرکا لازم الاتباع خواهد بود و دیگر الزامی به حضور در دادگاه نیست ولیکن می بایست در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم گردد زیرا تقسیم نامه عادی قابل استناد و ارائه به اداره ثبت جهت افراز نمی باشد اگر برخی از شرکا یا وراث از مراجعه به دفترخانه اسناد رسمی امتناع کنند ذی نفع می تواند دادخواست الزام ممتنع به تنظیم تقسیم نامه رسمی در یکی از دفاتر اسناد رسمی را تقدیم دادگاه نماید.

2) تقسیم به اجبار:

وفق مواد 591 و 592 قانون مدنی اگر شرکا بر سر تقسیم مال مشاع توافق ننمایند هر یک از شرکا می تواند به چهار روش تقسیم مال مشاع را از دادگاه مطالبه تماید:

الف: تقسیم به افراز

طبق ماده 598 قانون مدنی مال مشترک اگر مثلی یا قیمی متساوی الاجزا یا تجزیه پذیر باشد مثلاً دو خودروی پژو ۲۰۶ صفر کیلومتر بین دو نفر مشترک باشد که به هر کدام یک دستگاه خودرو می رسد. افراز در این بخش مربوط به مواردی است که در صلاحیت دادگاه می باشد.

ب: تقسیم به تعدیل

فرض کنید یک زمین ۱۲۰۰ متری به صورت مشاع میان دو نفر به نسبت مساوی (هرکدام ۶۰۰ متر) شریک است. این زمین دارای ویژگی خاصی است که بخشی از آن در مجاورت خیابان اصلی و ارزش بالاتری نسبت به بخش‌های داخلی زمین دارد. اگر بخواهیم این زمین را صرفاً بر اساس مساحت تقسیم کنیم (افراز)، به هر شریک ۶۰۰ متر اختصاص داده می‌شود. اما این نوع تقسیم منصفانه نیست، زیرا بخشی که در مجاورت خیابان اصلی قرار دارد، از نظر ارزش ریالی به مراتب گران‌تر از بخش داخلی است و یکی از شرکا متضرر خواهد شد.

در چنین شرایطی، دادگاه با ارجاع موضوع به کارشناس رسمی، تقسیم را براساس ارزش ریالی زمین انجام می‌دهد، نه مساحت. کارشناس ارزش هر بخش از زمین را برآورد می‌کند. مثلاً بخش مجاور خیابان ۶۰۰ متر، ۳ میلیارد تومان ارزش‌گذاری شود و بخش داخلی ۶۰۰ متر، ۲ میلیارد تومان.

برای تساوی ارزش، ممکن است به یکی از شرکا تنها ۴۰۰ متر از بخش مجاور خیابان داده شود و به شریک دیگر ۸۰۰ متر از بخش داخلی. در این حالت، هر دو شریک مالک زمینی با ارزش یکسان (۲.۵ میلیارد تومان) خواهند بود. به دلالت ماده 598 قانون مدنی و ماده 317 قانون امور حسبی این نوع تقسیم که به آن تعدیل می‌گویند، برای جلوگیری از ضرر و نابرابری در تقسیم اموال مشاع انجام می‌شود.

ج: تقسیم به رد:

اگر مالی امکان افراز و همچنین قابلیت تقسیم به تعدیل را نداشته باشد، روش تقسیم به رد به کار گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، زمانی که یک مال مثلی یا قیمی قابلیت تفکیک فیزیکی ندارد و ارزش آن نیز میان شرکا متعادل نمی‌شود، باید با پرداخت ما‌به‌التفاوت، نابرابری جبران شود.

در این وضعیت، ممکن است برخی از شرکا مال یا بخشی از دارایی را دریافت کنند که ارزش بیشتری دارد، و در مقابل، دیگران مالک مالی شوند که از نظر ارزش ریالی کمتر است. برای رفع این اختلاف، شریک یا شرکایی که سهم باارزش‌تری دریافت کرده‌اند، موظف هستند که اختلاف ارزش را به شرکای دیگر جبران مالی کنند. تقسیم به رد در قانون مدنی نیامده، اما در قسمت اخیر ماده 316 قانون امور حسبی پیش بینی شده است.

این شیوه تقسیم در شرایطی که مال مشاع نه تنها غیرقابل تجزیه باشد، بلکه نتوان ارزش آن را نیز به طور دقیق تعدیل کرد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. تقسیم به رد به این ترتیب عدالت را میان شرکا برقرار کرده و از ایجاد ضرر مالی برای هر یک از آن‌ها جلوگیری می‌کند. مثال:

فرض کنید دو نفر به صورت مشاع مالک دو قالیچه هستند:

قالیچه اول ارزش ۱۰ میلیون تومان دارد و قالیچه دوم ارزش ۶ میلیون تومان دارد. هر شریک مالک نیمی از مجموع ارزش این دو قالیچه است، یعنی هرکدام سهمی به ارزش ۸ میلیون تومان دارند.

برای تقسیم این اموال اگر هر شریک یک قالیچه بردارد، یکی از آن‌ها (که قالیچه ۱۰ میلیون تومانی را دریافت کرده) بیشتر از سهم خود دریافت کرده است.در این حالت، تقسیم به روش رد انجام می‌شود. شریکی که قالیچه گران‌تر (۱۰ میلیونی) را دریافت کرده، باید ۲ میلیون تومان مابه‌التفاوت به شریک دیگر پرداخت کند تا ارزش سهم هرکدام برابر شود (۸ میلیون تومان برای هر شریک). این روش تضمین می‌کند که با وجود اختلاف در ارزش قالیچه‌ها، عدالت در تقسیم بین شرکا برقرار شود.

د: تقسیم از طریق فروش مال مشاع و تقسیم مبلغ حاصل از فروش میان شرکا

در شرایطی که هیچ‌یک از روش‌های افراز، تعدیل یا تقسیم به رد برای تقسیم مال مشاع ممکن نباشد، چاره‌ای جز فروش مال مشترک باقی نمی‌ماند. در این روش، مال مشاع فروخته شده و وجه نقد حاصل از فروش مطابق با سهم‌الشرکه میان شرکا تقسیم می‌شود. به طور مثال:

فرض کنید چهار نفر مالک مشاع یک قطعه زمین ۲۰۰ متری هستند. این زمین نه قابل تفکیک فیزیکی است (به دلیل محدودیت مساحت و شکل زمین) و نه امکان تعدیل وجود دارد، زیرا ارزش بخش‌های مختلف آن برابر نیست. از طرفی، اگر تقسیم به روش رد امکان‌پذیر باشد، ممکن است دادگاه تقسیم را مشروط به توافق شرکا بداند. حال اگر یکی از شرکا با این تقسیم مخالفت کند و رضایتی حاصل نشود، راهی جز فروش زمین باقی نمی‌ماند. در این حالت، دادگاه دستور می‌دهد زمین از طریق مزایده یا فروش عادی فروخته شود و مبلغ حاصل از فروش، بر اساس سهم هر شریک (هرکدام یک‌چهارم مبلغ فروش) میان آن‌ها تقسیم نقدی گردد.

این روش زمانی اجرا می‌شود که مال مشاع نه تنها غیرقابل تقسیم باشد، بلکه هیچ توافقی بین شرکا نیز ممکن نشود، و تنها راه‌حل عادلانه، فروش مال و تقسیم وجه آن است.

نکته : در خصوص تقسیم از طریق فروش نیازی به درخواست یکی از شرکا مبنی بر فروش مال مشاع نیست و ذکر عنوان خواسته «تقسیم مال مشاع» کفایت می کند. و اگر در دادخواست فروش مال مشاع آورده نشود حکم به رد دعوی صادر نمی گردد

انواع تقسیم از حیث ماهیت اموال

تقسیم اعیان:

این نوع تقسیم شامل مال‌هایی است که شکل فیزیکی دارند، مانند تقسیم یک ملک یا خودرو به قطعات مختلف. این تقسیمات می‌تواند به‌صورت فیزیکی انجام شود، به‌طوری که هر شریک بخشی از مال را به‌طور مستقل در اختیار داشته باشد. مثل ملک و خودرو

تقسیم منافع:

تقسیم منافع به معنای تقسیم درآمد حاصل از استفاده از مال مشاع است، مانند تقسیم درآمد اجاره یک ملک. در این حالت، مال به‌طور فیزیکی تقسیم نمی‌شود، بلکه منافع حاصل از آن بین شرکا تقسیم می‌گردد.

تقسیم طلب:

در مواردی که مال مشاع به‌صورت طلب از شخص ثالث است، تقسیم آن به‌صورت تقسیم مبلغ طلب میان شرکا صورت می‌گیرد. این نوع تقسیم معمولاً در مواقعی که طلب مشاع به ارث منتقل می‌شود، به کار می‌رود. مثل زمانی که مورث از یکی طلب داشته و فوت نموده و طلب وی به وراث به ارث رسیده است.

مستندات قانونی مرتبط

برای تقسیم مال مشاع در نظام حقوقی ایران، مجموعه‌ای از قوانین و مقررات وجود دارد که این مراحل را تنظیم می‌کند. از جمله این قوانین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مواد ۵۷۱ تا ۵۸۸ قانون مدنی:

این مواد به تشریح اصول و قواعد شرکت و تقسیم اموال مشترک می‌پردازند. آن‌ها قوانین مربوط به نحوه تشکیل شرکت‌های مدنی و تقسیم مال مشاع را ارائه می‌دهند.

مواد ۵۸۹ تا ۶۰۶ قانون مدنی:

این مواد به‌طور خاص به تقسیم اموال مشاع پرداخته و نحوه رسیدگی به این دعاوی را تشریح می‌کنند.

قانون افراز و فروش املاک مشاع:

این قانون دستورالعمل‌های اجرایی لازم برای افراز و فروش اموال مشاع، به‌ویژه در مورد اموال غیر منقول، را بیان می‌کند.

آیین‌نامه‌های مربوطه:

آیین‌نامه‌های اجرایی قانون افراز و فروش املاک مشاع، که وظیفه اجرایی کردن فرآیندهای قانونی تقسیم مال مشاع را به عهده دارند.

اصول فقهی:

نظیر اصل تسلیط

مالی یا غیر مالی بودن دعوای تقسیم مال مشاع

در صورتی که اختلافات مربوط به مالکیت مشاعی باشد، باید دعاوی مالی و حقوقی مطرح شود. این دعاوی معمولاً در دادگاه‌ها رسیدگی می‌شود و طرفین باید مستندات مربوط به مالکیت را ارائه دهند. اگر مال مشترک اموال غیر منقول باشد می بایست این دعاوی تقویم شوند که از حیث صلاحیت و قابلیت تجدیدنظرخواهی مبلغ تقویم ملاک است. ولی در خصوص هزینه دادرسی مبلغ ارزش منطقه ای ملاک می باشد.

مرجع صالح برای رسیدگی به دعاوی تقسیم اموال مشاع

مال مشاع منقول و ناشی از قرارداد باشد:

در صورتی که مال مشاع جنبه منقول داشته و از یک قرارداد ناشی شده باشد، دادگاه صلاحیت‌دار شامل دادگاه محل اقامت خوانده، محل انعقاد قرارداد، یا محل اجرای آن خواهد بود.

مال مشاع غیرمنقول ثبتی:

اگر مال مشاع غیرمنقول در اداره ثبت اسناد و املاک به ثبت رسیده باشد، مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست افراز ملک، اداره ثبت محل وقوع مال غیرمنقول است.

در موارد زیر، دادگاه محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی دارد:

الف) املاک مشاع غیرمنقولی که ثبت نشده‌اند.

ب) املاکی که اداره ثبت اسناد اعلام کرده قابلیت افراز ندارند. حتی اگر ملک یک واحد آپارتمان 6۰ متری بوده که بین سه نفر مشترک باشد و از لحاظ عقلی و منطقی قابل افراز نباشد. (ماده یک قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب ۱۳۵۷ و آیین نامه آن مصوب ۱۳۵۷ به این امر تصریح دارد)

ج) املاکی که یکی از شرکا غایب یا محجور باشد.

د) اموال ترکیبی (منقول و غیرمنقول):

اگر بخشی از اموال مشاع، منقول و بخشی دیگر غیرمنقول باشد، مرجع صالح برای تقسیم، دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول است. (طبق ماده 15 قانون آیین دادرسی مدنی) در این خصوص به نظر می رسد دادگاه باید در خصوص اموال غیر منقول ثبتی قرار عدم استماع دعوا صادر کند( مگر جز استثنائات باشد) زیرا در صلاحیت اداره ثبت می باشد. ولی درباره سایر اموال دادگاه به رسیدگی ادامه می دهد.

نکته: در دعاوی تقسیم ترکه، مرجع صالح بر اساس ماده 20 قانون آیین دادرسی مدنی و رأی وحدت رویه شماره 719 مورخ 20/2/1390، دادگاه آخرین محل اقامت متوفی است. این صلاحیت شامل اموال منقول، غیرمنقول ثبتی و غیرثبتی می‌شود.

نکته: در اموال غیر منقول ثبتی که تقسیم آن در صلاحیت دادگاه است بهتر است دادگاه هم زمان با دستور تعیین وقت رسیدگی دستور گردش ثبتی و استعلام از وضعیت ملک نیز بدهد، ملکی که در بازداشت باشد قابلیت تقسیم ندارد می بایست ابتدا رفع بازداشت صورت گیرد.

عقد شرکت با فوت شریک منحل نمی‌شود

بسیاری از افراد به اشتباه معتقدند عقد شرکت با فوت یا محجور شدن یکی از شرکاء بر اساس ماده ۵۸۸ قانون مدنی خاتمه می‌یابد. در حالی که موارد انحلال شرکت در ماده ۵۸۷ قانون مدنی ذکر شده است و فوت یا محجور شدن یکی از شرکا جزو این موارد نمی‌باشد. فوت یا محجور شدن یکی از شرکاء تنها باعث لغو اذن اعطا شده به شریک دیگر در تصرف می‌شود. اذن در تصرف (که به نوعی همان وکالت است) یک عقد فرعی و جایز به شمار می‌آید، بنابراین موضوع ماده ۵۸۸ قانون مدنی تنها به انحلال اذن مربوط می‌شود و نمی‌توان آن را با انحلال عقد شرکت (اشاعه در مالکیت) اشتباه گرفت. در نتیجه، در صورت فوت یکی از شرکاء، وراث او به عنوان جانشین قانونی وی، به نسبت سهم الارث خود در دارایی مشترک، مالکیت مشاعی پیدا می‌کنند.

احراز مالکیت پیش نیاز تقسیم اموال مشاع است

پیش از آنکه دادگاه وارد فرآیند تقسیم اموال مشاع شود، ابتدا باید مالکیت خواهان و سایر طرف‌ها اثبات گردد. به عبارت دیگر، در صورتی که خواهان فاقد سند یا مدرک رسمی دال بر مالکیت باشد و بین طرفین اختلافی بر سر مالکیت وجود داشته باشد، لازم است که در کنار درخواست تقسیم، درخواست اثبات مالکیت مشاعی به نسبت سهم خود نیز مطرح گردد .برخی از محاکم بر این عقیده‌اند که حتی اگر سند یا مدرک عادی شراکت در دست باشد، باز هم باید درخواست اثبات شراکت به صورت جداگانه مطرح گردد، چرا که اثبات این امر پیش‌نیاز انجام تقسیم است. با این حال، باید توجه داشت که زمانی که سند رسمی شراکت ارائه می‌شود، طرح دعوای اثبات شراکت دیگر ضرورت داشته چرا که وقتی یک عقد با سند رسمی تنظیم می‌شود، اثبات اعتبار آن به لحاظ قانونی نیازمند اقدام جدیدی نیست و عملی بیهوده خواهد بود. بر اساس اصل صحت، هر کسی که ادعای بی‌اعتباری سندی را دارد، باید دلایل خود را اثبات نماید.

دریافت سند مالکیت مشاعی هر یک از وراث به نسبت سهم‌الارث خود از ملک موروثی

اگر وراث با توافق و تراضی به اداره ثبت اسناد و املاک مراجعه نمایند و تقاضای سند مشاعی نمایند وفق نظریه مشورتی شماره 1934/95/7 مورخ 15/8/1395  «دریافت سند مالکیت مشاعی هر یک از وراث به نسبت سهم‌الارث خود از ملک موروثی به معنای این است که تقسیم این ملک انجام شده است. بنابراین، در این حالت دعوای تقسیم ملک موروثی منتفی می‌شود. تنها به دلیل وجود شراکت مشاعی میان وراث، هر یک از مالکان مشاعی می‌توانند طبق قوانین مربوط به افراز و فروش املاک مشاع مصوب سال 1357 و آیین‌نامه اجرایی آن، درخواست افراز ملک مشاع ثبت‌شده را از اداره ثبت مربوطه داشته باشند. اگر اداره ثبت به استناد تصمیم قطعی خود تشخیص دهد که ملک مشاع قابل افراز نیست، ممکن است ملک مشاع به درخواست شرکای آن ملک به فروش برسد و وجه حاصل از فروش (ثمن) بین آنها تقسیم شود.»

تقسیم مال مشاع هر زمان توسط هر یک از شرکا امکان پذیر است

عقد شرکت (اشاعه در مالکیت) همان طور که گفته شد، عقد لازم است،  اما بر اساس ماده ۵۸۶ قانون مدنی هر شریک هر زمان اختیار دارد تقاضای انحلال شرکت و تقسیم مال الشرکه را بدهد مگر اینکه در عقد لازمی برای انقضای شرکت مدت تعیین کرده باشند یا در همان عقد شرکت مدت تعیین شده باشد که بر اساس ماده 10 قانون مدنی و اصل آزادی قراردادها الزام ایجاد می نماید که در این صورت تا منقضی شدن مدت هیچ کس حق انحلال و درخواست مال الشرکه را ندارد.

تفاوت‌های تفکیک، افراز و تقسیم املاک غیرمنقول

تفکیک

تفکیک به معنای تقسیم یک ملک غیرمنقول به قطعات کوچک‌تر است. این فرآیند ممکن است برای یک مالک واحد یا برای مالکان مشاع انجام شود. در صورتی که ملک به صورت مشاع باشد، پس از تفکیک، وضعیت اشاعه یا اشتراک در ملک همچنان باقی خواهد ماند. به عنوان مثال، اگر یک زمین هزار متری که به صورت مشاعی متعلق به چند نفر است به پنج قطعه ۲۰۰ متری تقسیم شود، وضعیت مشاع باقی خواهد ماند و هر یک از مالکان همچنان سهم خود را در کل ملک خواهند داشت. تفکیک معمولاً تحت نظارت اداره ثبت اسناد و املاک انجام می‌شود و دادگاه در این فرآیند دخالتی ندارد. هرگونه اعتراض به تصمیمات تفکیک از طریق همان اداره ثبت پیگیری می‌شود.

افراز

افراز به معنای تقسیم سهم هر یک از شرکای یک ملک مشاعی به طور جداگانه است. در این فرآیند، یکی از شرکا ممکن است به دلیل عدم توافق با دیگر شرکا، دعوای افراز مطرح کند تا سهم خود را از ملک مشاعی جدا کند. در صورت عدم توافق، درخواست افراز به دادگاه یا اداره ثبت ارائه می‌شود. تفاوت اصلی افراز با تفکیک در این است که در افراز، وضعیت اشاعه ملک به طور کامل از بین می‌رود و هر شریک به طور مستقل مالک سهم خود از ملک می‌شود. در افراز، هر یک از مالکان حصه خود را به صورت مشخص و بدون نیاز به شراکت با دیگران دریافت می‌کند.

تقسیم

همانطور که گفته شد تقسیم به جداسازی سهام شرکا در یک مال مشاع گفته می شود و می‌تواند شامل اشکال مختلفی مانند تفکیک یا افراز باشد. در واقع، تقسیم یک مفهوم عمومی است که شامل هر نوع جداسازی و تفکیک سهام افراد در یک مال مشاعی می‌شود. تقسیم ملک ممکن است به شکل تفکیک ملک به قطعات کوچک‌تر یا به صورت افراز، که در آن هر شریک سهم خود را به صورت مجزا از دیگران دریافت می‌کند، انجام گیرد.

تفاوت حکم به فروش و دستور فروش

دستور فروش صرفا در خصوص اموال غیر منقول ثبتی که در صلاحیت اداره ثبت می باشد مصداق دارد و در موارد استثنایی که در صلاحیت دادگاه می باشد (که پیشتر به آن اشاره کردیم) چون جنبه ترافعی ندارد در زمره دعاوی به شمار نمی آید. اما حکم به فروش در خصوص کلیه اموال مشاعی مصداق داشته ولی بدوا نمی توان آن را فروخت، بلکه درصورت عدم امکان تقسیم از طریق افراز یا تعدیل یا رد، حکم به فروش صادر می شود. اما نتیجه هر دو واحد است.

نکته 1 : قابل ذکر است که چه دستور فروش و چه حکم به فروش و تقسیم آن بین شرکا نیازی به پرداخت نیم عشر دولتی ندارد.

نکته 2 : حکم به فروش مال مشاع یا دستور فروش مشمول ماده 144 قانون اجرای احکام نمی شود و با محدودیت مزایده مواجه نیست و اگر در مزایده مال مشاع خریدار نداشت به تقاضای شرکا به کرات مال مشاع به مزایده گذاشته می شود.

تقسیم منافع یا مهایات

مهایات یا منافع به دلالت ماده 599 قانون مدنی قابل تقسیم است یه به صورت زمانی مثلا حق استفاده از زمین کشاورزی برای هر یک از شرکا 3 ماه باشد یا به صورت مکانی مثلا قسمتی از زمین کشاورزی برای یک شریک و قسمت دیگر برای شریک دیگر.

تقسیم سرقفلی مشاعی

دیدگاه عمومی این است که در صورتی که مستأجر حق انتقال داشته باشد و سرقفلی قابل نقل و انتقال باشد، هیچ‌گونه مانع قانونی برای تقسیم سرقفلی از طریق فروش و تقسیم مبلغ حاصل از فروش میان شرکا وجود ندارد. این بدین معناست که سرقفلی مشاعی، در صورت داشتن شرایط لازم برای انتقال، می‌تواند به فروش رسیده و وجوه حاصل از آن بین شرکای مالک به نسبت سهم‌شان تقسیم گردد.حتی اگر سرقفلی بخشی از ماترک بوده باشد و به ارث برسد برای تقسیم نیاز به اجازه مالک عین مستاجره نیست و به طریق اولی نیازی به ذکر نام مالک عین مستاجره در دادخواست نیست.

نکته : اگر در انتقال سرقفلی شرط اذن مالک شده باشد و مالک نیز انتقال را تجویز نکند دادگاه حکم به فروش سرقفلی به یکی از شرکا و تقسیم وجوه حاصله به نسبت سهمشان می نماید. در این صورت مالک ملک نمی تواند مخالفتی داشته باشد زیرا کل سرقفلی به یکی از شرکا واگذار شده است.

جهت کسب اطلاعات در خصوص دپارتمان تخصصی دعاوی حقوقی گروه وکلای میزان به این صفحه مراجعه نمائید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *